۱۰/۲۵/۱۳۸۷

كتك زدن كه دليل نميخواد، ميخواد؟

يادمه چند وقت پيش، درست زماني كه كاريكاتور هاي حضرت محمد توي روزنامه هاي دانماركي منتشر شد، پاكستاني ها تجمعي ترتيب دادن و در اون تجمع به اين كاريكاتورها اعتراض كردن. در طول اين تجمع يه تعداد يادشون افتاد كه شيعه هستن و يه تعداد ديگه هم ياشون افتاد كه سني. خلاصه دعواي شيعه و سني بالا گرفت و تو اين ماجرا تعدادي هم كشته شدن.

در واقع اصلن يادشون رفت كه براي چي تجمع كردن. درست مثل همين چند وقت پيش كه مادران صلح براي حمايت از مردم غزه جلوي سفارت فلسطین تجمع كرده بودن. وسط ماجرا يه تعداد لباس شخصي(يه وقت فكر بد نكنيد ها،‌لباس شخصي ديگه. ازهمونهايي كه ...) به اونها حمله مي كنن كه :"مرگ بر صلح طلب" !!!!!!!!
حالا بگذريم از اينكه اين مادران تو جنگهاي قبلي كجا بودن، ولي خيلي بامزه هست كه وقتي افرادي كه هميشه به مخالفت با حكومت و اقدام عليه امنيت ملي و ... متهم هستن،‌زماني كه دارن حرف حكومت رو هم ميزنن با هاشون برخورد تند و شديد ميشه. انگار براي يه اصلن مهم نيست كه چي ميگه(ما قال) فقط دوست دان كتك بزنن و بس. به هر حال اين هم مدلي هست براي خودش. كلن هر كسي را بهر كاري ساختن.

پي نوشت 1: يكي از بچه ها يه دوبيتي خوند كه خيلي باهاش حال كردم. مي نويسم كه شما هم حال كنيد باهاش.

تمام برگها مجنون پاییز

و در رگهایشان هم خون پاییز

ولی این سرو سبز جنگل زرد

تخلف کرده از قانون پاییز

اثر نسيم خسروي.

پي نوشت 2: اين امتحانها داره پوستم رو ميكنه، و كلن امضا خونم كم شده. كي ميشه از شر امتحانهام خلاص شم و دوباره با بچه ها برم براي امضا جمع کردن.
پي نوشت 3: بامداد خبر هم خبر اجراي تاترها رو منتشر كرد.

1 نظر:

amir khaleghi در

هیچ چیز اینجا دلیل نمی خواهد... هیچ چیز... حالم از نام انسان به هم می خورد

ارسال یک نظر